از ویندوز و آفیس تا هوش مصنوعی و آژور، سفر پنجاه ساله مایکروسافت در خلق ابزارهایی که جهان با آنها میاندیشد، میسازد و ارتباط میگیرد.
کد، سیلیکون و رؤیا؛ مایکروسافت در مرز این سه عنصر متولد شد. نه فقط در گاراژی نیمهتاریک در آلبوکرکی، بلکه در نقطهای که استعداد و مهارت خلقکردن دو جوان شیفتهی کامپیوتر با آیندهای ناشناخته تلاقی کرد. چه چیزی یک برند را به بخشی جداییناپذیر از زندگی میلیاردها انسان تبدیل میکند؟ مایکروسافت پاسخی زنده به این پرسش است.
وقتی بیل گیتس و پل آلن در سال ۱۹۷۵، واژههای «مایکرو» و «سافت» را کنار هم گذاشتند، کامپیوترها هنوز غولهای اتاقگیر بودند و نرمافزار مفهومی ناآشنا. آن دو اما چیزی را میدیدند که هرگز به ذهن دیگران خطور نمیکرد: آیندهای که در آن نرمافزار سلطان بیچون و چرای دنیای دیجیتال بود.
داستان برند مایکروسافت فراتر از مسیر تاریخ تاریخی یکی از بزرگترین موفقیتهای تجاری، روایتی است از بازتعریف مداوم، از شکستهای دردناک تا پیروزیهای خیرهکننده. از MS-DOS که سیستمعامل نخستین کامپیوترهای IBM شد، تا ویندوز که پنجرهای به روی دنیای جدید گشود، از آفیس که زبان مشترک کسبوکارهای جهانی شد تا آژور و هوش مصنوعی که مرزهای آینده را تعریف میکنند.
در طول نیمقرن گذشته، نام مایکروسافت با لحظات کلیدی زندگی مدرن عموم مردم گرهخورده: آن صدای نوستالژیک روشنشدن ویندوز ۹۵، اولین ایمیلی که با اوتلوک فرستادیم، اولین اسلایدی که در پاورپوینت ساختیم و حتی خشم کاربران قدیمیتر به دستیار مشهور Clippy که بیموقع و بدون درخواست روی صفحه ظاهر میشد و میگفت: «به نظر میرسد مشغول نوشتن نامه هستید، میتوانم کمکتان کنم؟»
پاسخ تحلیلی به نقدهای کلامی، روایی و روششناختی
چکیده
طرح فرضیه «امکان زن بودن امام دوازدهم» با واکنشهای انتقادی متعددی روبهرو شده است که عمدتاً بر نبود نصّ صریح، غلبه توصیفات مذکر در روایات، و اتکای مقاله بر نمادشناسی عرفانی تأکید دارند. این مقاله میکوشد نشان دهد که این نقدها، هرچند از حیث دقت علمی قابل اعتنا هستند، اما از منظر روششناسی دچار تحمیل معیار «اثبات قطعی» بر ادعای «رفع استبعاد» شدهاند. نگارنده استدلال میکند که در غیاب هرگونه دلیل قطعی بر امتناع، امکان زن بودن امام دوازدهم نهتنها مردود نیست، بلکه از حیث عقلی، زبانی، و الهیاتی قابل دفاع و بعیدنابودن آن موجه است.
کلیدواژهها: مهدویت، امامت، جنسیت، امکان، کلام شیعه، هرمنوتیک دینی
۱. مقدمه: مسأله کجاست؟
در سنت کلامی شیعه، امامت منصبی الهی و فراتر از معیارهای اجتماعی و زیستی تلقی میشود. با این حال، در طول تاریخ، تصویر امام همواره با پیشفرض مردبودن همراه بوده است؛ پیشفرضی که کمتر مورد پرسش قرار گرفته است. طرح فرضیه «امکان زن بودن امام دوازدهم» نه با هدف اثبات یک واقعیت تاریخی، بلکه برای آزمودن همین پیشفرض شکل گرفته است. منتقدان این فرضیه، عموماً آن را فاقد نصّ صریح، ناسازگار با سنت روایی، و متکی بر تأویلهای نمادین دانستهاند. پرسش این مقاله آن است که آیا این نقدها، واقعاً توان نفی عقلانی این امکان را دارند یا صرفاً بر عادتهای تفسیری تثبیتشده تکیه میکنند؟
۲. خطای روششناختی اصلی: خلط «اثبات» و «امکان»
بخش قابلتوجهی از نقدها بر این محور استوار است که «هیچ دلیل قاطعی برای زن بودن امام وجود ندارد». این گزاره در خود صادق است، اما به مسأله اصلی پاسخ نمیدهد. در منطق کلامی و فلسفی، باید میان دو سطح تفکیک کرد: اثبات وقوع یا وجوب (که نیازمند نصّ یا دلیل قاطع است) نفی امکان (که نیازمند اثبات امتناع است) فرضیه مورد بحث، در سطح دوم حرکت میکند. بنابراین، بار اثبات بر دوش کسی است که مدعی «محال یا بعید بودن» این امکان است، نه بر کسی که صرفاً آن را ممکن میداند. صرف فقدان نصّ مثبت، برای نفی امکان کافی نیست؛ مگر آنکه نصّی بر لزوم مردبودن امام ارائه شود، که چنین نصّی در منابع معتبر وجود ندارد.
نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران که بر اصل ولایت فقیه استوار است، همواره خود را در نسبت نظری و عملی با مفهوم غیبت امام معصوم تعریف کرده است. این مقاله با رویکردی ژئوپولیتیکی–الهیاتی، به بررسی یکی از چالشهای بنیادین این نظام میپردازد: عدم واگذاری کرسی ولایت به صاحب اصلی آن، حضرت ولیعصر (عج)، و پیامدهای سیاسی–سرزمینی این وضعیت در عصر ظهور. با تمرکز بر احادیث معتبر مرتبط با «پرچمهای خراسان»، مقاله استدلال میکند که ذکر دقیق جغرافیای خراسان در منابع روایی، میتواند دلالت بر استقلال سیاسی–تصمیمگیری این منطقه از قدرت مرکزی ایران در آستانه ظهور داشته باشد. این پژوهش نشان میدهد که تحلیل روایات آخرالزمانی، در صورت خوانش ژئوپولیتیکی، ظرفیت تولید فرضیههای معنادار درباره آینده نظم سیاسی در ایران و پیرامون آن را داراست.
کلیدواژهها: ولایت فقیه، ژئوپولیتیک شیعی، خراسان، عصر ظهور، دولت–سرزمین، احادیث مهدوی
استاد فرشچیان، در دوران حیات پربار هنری خود با خلق آثاری شگرف که برآمده از روح لطیف و ذوق سرشار وی در روایت آیات قرآن کریم و احادیث گهربار ائمه اطهار بودند از جمله «عصر عاشورا»، «یتیمنوازی امام علی (ع)»، «ضامن آهو» ، ابزار هنر را به خدمت دیانت و اصالت درآورد و با رساترین و بلیغترین زبان به تبلیغ اخلاق و معنویت روی آورد.
ایشان در طراحی و ساخت ضریحهای مطهر امام حسین (ع)، امام رضا (ع) و حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) نیز جوهره عشق و ارادت خود به ذوات مقدّسه آلالله علیهمالسلام را نشان داد و درخشش و تصعید یک هنرمند متدیّن و متعهد را به رخ جهانیان کشید.
خدمات هنرمندانه این شخصیت برجسته در نزد خداوند متعال ماجور و مشکور و در پیشگاه مردم هنر دوست و هنرمند ایران جاویدان است.
روحش شاد
اهمیت طرح ایرانرود و ابعاد استراتژیک آن
۵۲ سال پیش، هومان فرزاد با ارائه طرح احداث ایرانرود و ایجاد سه دریاچه به دستگاههای مسئول، جوانب مختلف توسعه و پیشرفت کشور را مدنظر قرار داد. اما هیچگاه پیشبینی نمیکرد که این ایده میتواند به بهانهای برای رژیم آل سعود تبدیل شود تا جنگی خانمانسوز را در آنطرف خلیج فارس آغاز کند. در تحلیلهای اخیر، بهویژه در زمینه جنگ یمن، به وضوح دیده میشود که آل سعود در پی تخریب زیرساختهای این کشور به دنبال ایجاد کانال سلمان از جنوب خلیج فارس به سمت اقیانوس هند است. هدف اصلی این پروژه، تضعیف نقش ایران در معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه بهوسیله دور زدن تنگه استراتژیک هرمز است.
مسئولان ایران باید به این نکته مهم توجه کنند که درصورت تحقق قریبالوقوع کانال سلمان، چه میزان از نقش استراتژیک ایران در منطقه کاسته خواهد شد. حمایتهای آمریکا و اروپا از این پروژه میتواند به آن اعتبار جهانی دهد و این آبراه به شاهرگ انرژی دنیا تبدیل شود. این قابلیت، انگیزههای کشورهای سلطهگر را برای فشار بیشتر به ایران افزایش خواهد داد.